اشعار و رباعیات میلاد امام حسین(ع)

منوی سایت

لینک دوستان

اشعار و رباعیات میلاد امام حسین(ع)

بازدید: 365

اشعار و رباعیات میلاد امام حسین (ع)

خنده اشك آلود

شمع مى خندد وشوق رخ جانان دارد
شمع از اشك و، گل از ژاله شود زيباتر
شمع مى خندد ومى گريد وشاد است وغمين
نور شادى همه آميخته با هاله غم
شمع نور ازلى قلب همايون نبى است
اين چه رازى است خدايا كه محمد امشب
دانى از چيست كه احمد شب ميلاد حسين
بيند آينده او را چو در آئينه غيب
شاد از اين است كه آخر ثمر عشق رسيد
آمد آن سايه رحمت كه پناه همه اوست
آمد آن يكه سوارى كه بوقت جولان
آمد آن لاله خونين رخ صحراى بلا
ميزبان دو جهان فاطمه را مهمان است
نور سيناست كه مدهوش از او موسى شد
دم عيسى همه در خاك شفا خانه اوست
اين حسين است كه با اينهمه آيات جمال
اين حسين است كه از حشمت ثار اللهى
اين حسين است كه از پيرهنى خون آلود
اين حسين است كه گيسوى على اكبر او
اين حسين است كه سر لشگر پر همّت او
اين حسين است كه از خرمن گلگون كفنان
قهرمان است حسين وزده بر سينه نشان
پر هياهو كند از مقدم خود محشر را
بى نظير است (حسان) سفره احسان حسين
اشگها بين كه از اين خنده بدامان دارد
خنده با ديده تر جلوه دو چندان دارد
اين چه حالى است كه در محفل خوبان دارد
كه به لبخند عيان غصّه پنهان دارد
كه دل هر بشرى نور خود از آن دارد
لب پر خنده ولى ديده گريان دارد
غم وشادى بهم از ديدن جانان دارد
زينجهت سوز نهان اشرف انسان دارد
آمد آن فرد كه بر جامعه رجحان دارد
هر كجا روى كند ميل به احسان دارد
عرصه روز جزاتنگى ميدان دارد
كه بدل داغ زهفتاد ودو قربان دارد
نازم آن بخت كه اين كوكب رخشان دارد
پور زهراست كه عشّاق فراوان دارد
كه بهر درد غمى چاره ودرمان دارد
روى دامان نبى جلوه قرآن دارد
خاتم دولت صد ملك سليمان دارد
صد چو يعقوب اسير غم هجران دارد
رشته انس به دلهاى پريشان دارد
تشنه لب، دست فشان، مشگ به دندان دارد
گلشنى تازه تر از روضه رضوان دارد
زلب اصغر خود لعل بدخشان دارد
او كه از جانب حقّ اذن به غفران دارد
كه بخوان كرمش اينهمه مهمان دارد
حبیب‏اللّه‏ چایچیان (حسان(

مژده اى دل

مژده اى دل كز ره امشب جان جانان آمده
جان جانان در جهان از راه احسان آمده
خلق عالم را صفابخش دل و جان آمده
اى محبّان بار ديگر ماه شعبان آمده
ملك هستى غرق رحمت گشته از اين فيض عام
ساقيا برخيز و ما را باز مى در جام كن
شعلهور جان مرا از آب آتش خام كن
در ميان مردم دنيا مرا گمنام كن
يا چو مجنونم اسير عشق بى فرجام كن
بيش از اين دارى مرا حيران چرا هر صبح و شام
تا سحر مى سوخت جانم دوش از داغ فراق
بود سرتاپاى من گويى همه در احتراق
ناگهان زد هاتف غيبم نداى اشتياق
كز چه بنشستى چنين مغموم در كنج وثاق
خيز از جا كآمد از ره خسرو شيرين كلام
سرو باغ دين گل گلزار پيغمبر حسين
سبط خيرالمرسلين سلطان بحر و بر حسين
زيب آغوش و ضياى ديده حيدر حسين
ميوه قلب بتول و حجت داور حسين
شد رُخ ماهش ضيابخش دل خيرالانام
چون ز رنج عصمت آن دُردانه آمد در وجود
گشت روشن از فروغش عالم غيب و شهود
باب لطفش را خدا بر عالم امكان گشود
جبرئيل آمد به سوى خانه زهرا فرود
گوييا بهر نبى دارد ز سوى حق پيام
اى حسين اى شهريار ملك دين و سرورى
اى درخشان آفتاب چرخ حسن و دلبرى
اى كه در عالم زدى از عشق كوسِ برترى
كرده اى در راه خود عشاق را از خود برى
دست ماه و دامن لطف تو اى والامقام
اى كه مركب تاختى هر سوى در ميدان عشق
اى كه سرانداختى چون گوى در چوگان عشق
اى كه بودى روز و شب سرگشته و حيران عشق
روح عشق و قلب عشق و جسم عشق و جان عشق
ريخت ساقى از ازل آرى مى عشقت به جام
اى قرار جان زهرا زينت عرش برين
نور چشم مصطفى اى خسرو دنيا و دين
باعث ايجاد خلق اولين و آخرين
بنده عشقت نجومى سوده بر خاكت جبين
از كرم درياب او را اى ولى ذوالكريم
(نجومى خراسانى)

آيت عدل

فرشته نغمه اللَّه‏ و اكبر مى ‏زند امشب
ز نام پنج تن بر عرش زيور مى ‏زند امشب
مگر بار دگر معراج خواهد رفت پيغمبر
كه رضوان گل به سر زيور به پيكر مى‏ زند امشب
پى اميرى مهم جبريل در آفاق مى‏ گردد
بعرش و فرش و فردوس برين سر مى ‏زند امشب
چه رخ داده است اندر خانه احمد كه مى ‏بينم
امين وحى آنجا حلقه بر در مى‏ زند امشب
عروس آسمان بااختران آهسته مى‏ گويد
كه خورشيد ولايت از افق سر مى‏ زند امشب
جهان مى ‏گريد از شوق و زمان مى‏ خندد از شادى
كه طفلى خنده بر رخسار مادر مى ‏زند امشب
حسن را خاطرى شادان ز ميلاد حسين است
برادر بوسه بر روى برادر مى ‏زند امشب
الا اى باغبان باغ آزادى كه از خوبى
گلت بس طعنه بر گلهاى ديگر مى ‏زند امشب
حسين را مى ‏شود رخسار غرق از بوسه زهرا
كه اول بوسه بر فرزند مادر مى ‏زند امشب
نه تنها هاجر و مريم پرستارى كنند او را
به گرد مهدى جبريل هم پر مى ‏زند امشب
به حالى در ميان شرم و شادى عصمت كبرى
عجب لبخند بر رخسار شوهر مى ‏زند امشب
چو مى ‏بيند حسين ابن على را در برمادر
پيمبر بوسه بر سيماى دختر مى‏ زند امشب
برآيد آيت عدل و از آن افراشته وجدان
نهانى زخم بر جان ستمگر مى ‏زند امشب
بيامد نور چشمان على و حضرت زهرا
حسين لبخند بر رخسار مادر مى ‏زند امشب
شب عيد است و مى ‏خواهد)مؤيد( از كفش عيدى
بدرگاه رفيعش حلقه بر در مى ‏زند امشب

ميلاد همايون

پرده چون ماه من از چهره ى تابنده گشود
ماه رويان جهان راز دل آرام ربود
حوريان گو كه بريزند ز دامنها مشك
قدسيان كو كه بسوزند به مجمرها عود
عاشقان گو كه بصد عزت و اجلال رسيد
موكب خسرو خوبان، كه بر او باد درود
سومين روز ز شعبان چو در آمد خورشيد
سومين شمس ولايت ز افق چهره گشود
شام ميلاد همايون حسين ابن على است
باد بر خلق جهان مقدم پاكش مسعود
مظهر غيرت و آزادگى و مجد و وقار
آيت عزت و آزادگى و رحمت وجود
ميوه باغ رسالت مه گردون جلال
وارث تاج ولايت شه اقليم وجود
صولت حيدرى از چهره پاكش پيدا
جلوه احمدى از نور جمالش مشهود
عصمت از فاطمه آموخت شجاعت ز على
صبر و احسان ز حَسن حُسن خصال از محمود
شاهكارى قلم لطف خداوند كشيد
كه بدين خامه ناچيز محال است ستود
كيست اين كوكب تابان كه پى تهنيتش
ز طربخانه افلا رسد بانك سرود
كيست اين قافله سالار كه در وادى عشق
كرد با تاج شهادت بصد اجلال ورود
كيست اين يوسف گم گشته كه از پيرهنش
مى ‏رسد رايحه مشك‏تر و عنبر و عود
كيست اين لاله خونين كه ز هفتاد و دو داغ
بفلك مى‏ رودش ز آه دل سوخته دود
كيست اين عاشق دلباخته سوخته جان
كه ز دود دل او ديده شود اشك آلود
اين حسين است كه از مهر جهان آرايش
محو خورشيد جمالش شده ذرات وجود
اين حسين است كه لطفش كند آزاد ز بند
ملكى را كه ز درگاه خدا شد مردود
اين حسين است كه در پيشگر حضرت حق
گاه در حال قيام است و گهى حال قعود
اين حسين است كه بر كنگره عرش ز فرش
مى ‏كند با پر وبال ملكوتيش صعود
اين حسين است ز بس تشنه ديدار خداست
با لب تشنه شتابد به حريم معبود
خوشه از خرمن توفيق رسا چيد كسى
كه ره دوستى آل على را پيمود
هم چو يوسف چو قدم بر سر بازار نهاد
ماه مجلس شد و بر رونق بازار فزود

جلوه آفتاب

حق برون از نقاب پيدا شد
خسته گان فتح باب پيدا شد
مژده اى رهروان وادى عشق
ماه ما بى حجاب پيدا شد
شب آزادگان هستى را
جلوه آفتاب پيدا شد
بيكران بحر آفرينش را
پر بها دُرّ ناب پيدا شد
فخر بفروش اى زمين بر عرش
زاده بوتراب پيدا شد
كشته‏ى دين كه تشنه بود بسى
فيض بخشا سحاب پيدا شد
اللَّه اللَّه به ملك آزادى
خسرو كامياب پيدا شد
دوستان را شفيع درگه حق
بهر روز حساب پيدا شد
جام عشاق راز كوثر عشق
روح پرور شراب پيدا شد
پور زهرا و مرتضى يعنى
شاه مالك رقاب پيدا شد
آمد از باغ عشق بوى حسين
شد عيان طلعت نكوى حسين

آيت سبحان

بى پرده تجلى رخ جانان كند امروز
يا چهره عيان آيت سبحان كند امروز
از شش جهت انوار الهى است فرزوان
زين جلوه كه اين خسرو خوبان كند امروز
روح است مجسم هله اين معنى توحيد
يا جلوه گرى خالق سبحان كند امروز
چون كرد رقم نام تو بر لوح مشيّت
حق جلوه در آيينه امكان كند امروز
اى موسى عمران هله »ربّ اَرِنى« گوى
تا بر تو خدا چهره نمايان كند امروز
گر كعبه برد پيش رخت سجده عجب نيست
تكريم ز تو قادر منان كند امروز
چون مظهر اللَّه بود آن شه كونين
حق جلوه خود بر همه آسان كند امروز
از شوق به تن جان من آرام نگيرد
زين جلوه پى جلوه كه جانان كند امروز

سرور آزادگان

سوم شعبان كه دلها منجلى است
عيد ميلاد حسين بن على است
عيد ميلاد على را نور عين
سرور آزادگان يعنى حسين
دم به دم گويم من از جانان عشق
يا حسين اى سرور و سلطان عشق
خادم كوى تو باشد جبرئيل
عرش بر نام تو مى ‏بندد دخيل
عرش حق بايك اشاره مست تو
آسمانها و زمين در دست تو
اى چراغ راه و كشتى نجات
تحت فرمان تو باشد كائنات

امام عاشقان

اى دل دوباره قلب ما را شاد كردند
مرغ دل ما را زغم آزاد كردند
گفتند ميلاد امام عاشقانست
زين مژده خيل عاشقان را شاد كردند
وقتى شكوفا شد گل رويش ملائك
جشن طرب برپا در اين ميلاد كردند
امشب خطيبان فلك بر منبر نور
در وصف و مدحش خطبه ‏ها ايراد كردند
وارستگان عشق با نور ولايش
بنيان عشق و معرفت بنياد كردند
از تابش مهر هدايت بود از اول
گم كرده راهان را اگر ارشاد كردند
هر كس چو فطرس روى بر اين آستان كرد
او را ز بند درد و غم آزاد كردند
بوسيد تا زير گلويش را محمد
قدوسيان از كربلايش ياد كردند
آن دم كه زهرا بر حسينش گريه مى ‏كرد
پيغمبر و حيدر ورا امداد كردند
قنداقه‏ اش را تا خدا بردند و در عرش
خاصان درگاه خدا را شاد كردند
روزى كه او را باز هم بر عرش بردند
كروبيان ناله كنان فريادكردند
يك قطره از درياى وصف او نگفتند
هر چه »وفائى« شاعران انشاء كردند

رهائى فطرس

امشب اى ياران نويد آورده ‏ام
مژده از عيدى سعيد آورده ام
ماه شعبان است و ماه رحمت است
غرق شادى قلب آل عصمت است
خاصه امشب سوم اين ماه نور
ماه فيض و عزت و ماه سرور
ماه لطف و رحمت پروردگار
جلوه‏ دار طلعت هشت و چهار
بس از اين مه پيك سرمد مى ‏رسد
از فضا بوى محمد مى ‏رسد
امشب عيد افتخار آدم است
عيد مولود عزيز خاتم است
مژده بايد گفت عبداللَّه را
مولد مسعود ثاراللَّه را
امشب آرى مقتدا از ره رسيد
سومين نور هدى از ره رسيد
عاشقان فيض جلى را بنگريد
نور چشمان على را بنگريد
جبرئيل است و ملك در زمزمه
روى آورده به بيت فاطمه
جمله سرمستند از بوى حسين
شيفته بر روى دلجوى حسين
دم به دم گويند با شور و شعف
تهنيت بر احمد و مير نجف
هم به زهرا مادر آن نازنين
بر زبان دارند صدها آفرين
وقت آن شد فطرس آيد پيشتر
آنكه باشد از همه دلريش‏تر
آنكه از قهر الهى سوخته
ديده بر فيض حسينى دوخته
بال و پر بر مهد مولا مى‏ كشد
پر به سوى آسمانها مى ‏كشد
بر زبان دارد به وجد و شور و شين
اين منم آزاده ى دست حسين
هر كه از جا به عزّ و احترام
سوى مولايم كند عرض سلام
اين ارادت را به تكريم و شتاب
مى‏رسانم محضر آن مستطاب
اى خوشا تائب كه با شوقى تمام
بر عزيز فاطمه گوئى سلام

رباعيات

حق كرده ظهور تا حسين آمده است
آيات جهاد با حسين آمده است
فطرس به اميد عفو بر درگه او
با ذكر حسين، با حسين آمده است
                 ***
نور ابدى و ازلى مى ‏آيد
بر عالم ايجاد، ولى مى ‏آيد
مجموعه ى حسن و عشق و ايثار و كرم
يعنى كه حسين ابن على مى‏ آيد
                  ***
نام تو را دواى درد است حسين
بى ياد تو بين كه چهره زرد است حسين
عشق تو مرا ز خويش بيگانه نمود
بى عشق تو بين كه سينه سرد است حسين
                   ***
ميلاد حسين خون بهاى دين است
اين عيد، حيات شيعه را تضمين است
امروز فرشتگان به هم مى ‏گويند
احياگر آيين محمد اين است
                    ***
از خاطر دهر كى رود ياد حسين
گلبانگ عدالت است فرياد حسين
بر خلق ستم ديده، مبارك بادا
مرگ ستم است، روز ميلاد حسين
                    ***
در سوم شعبان كه همه لطف و صفاست
ميلاد پر افتخار شاه شهد است
در حيرتم از اين كه بُوَد وقت سرور
يا موسم سوز و گريه و شور و نواست
                     ***
امشب كه فضا پر است از بوى حسين
عطر گل سرخ آيد از سوى حسين
اى فطرس پر سوخته احرام ببند
از بهر طواف كعبه ى روى حسين
                     ***
امشب شب ميلاد حسين است حسين
اندر همه جا ياد حسين است حسين
خوانند همه نادعلى، ليك على
امشب بلبش ناد حسين است حسين
                     ***
وقتى كه حسين يافت ميلاد امروز
يزدان در لطف تازه بگشاد امروز
در عالم قدس يك حسين داشت خدا
آن را به محمد و على داد امروز
                      ***
بر آنچه كه شد هادى فطرس صلوات
خوانيم به دل شادى فطرس صلوات
ميلاد حسين عيد آزادى اوست
بر لحظه ى آزادى فطرس صلوات
                      ***
اى آنكه ترا حُسن خداداد بُود
ميلاد تو جلوه گاه ايجاد بُود
ما را به نگاه لطف خود شادان كن
امروز كه قلب فاطمه،شاد بُود
                      ***
امروز كه بلبلان ترنم كردند
با يكديگر از عشق تكلّم كردند
چون غنچه و گل على و زهرا از شوق
بر روى حسين خود، تبسم كردند
                       ***
ميلاد حسين نوگل زهراشده امشب
گيتى ز رخش طور تجلا شده امشب
ده مژده ى جانبخش بعالم ز قدومش
زيرا كه در رحمت حق واشده امشب
                       ***
ميلاد حسين شادى دلها شد
اميد دل پيامبران پيدا شد
اينك بسويش برو كه فردا دير است
كز آمدنش در شفاعت وا شد
                      ***
ميلاد حسين و سوم شعبان است
خورشيد ولايت از افق تابان است
اى كشور جمهورى اسلام،حسين
داماد عزيز ملت ايران است

این مطلب در تاریخ: جمعه 09 خرداد 1393 ساعت: 10:51 منتشر شده است
نظرات()

نظرات

این نظر توسط محب الحیدر در تاریخ 1393/3/11 و 15:40 دقیقه ارسال شده است

سلام سید جان التماس دعا

این نظر توسط طاهریان در تاریخ 1393/3/10 و 13:08 دقیقه ارسال شده است

یا رب الحسین بحق الحسین اشف صدرالحسین به ظهور الحجه

این نظر توسط ناصری در تاریخ 1393/3/10 و 0:06 دقیقه ارسال شده است

با سلام خدمت آقا سید عزیز وتبریک فرارسیدن اعیاد شعبانیه خدمت شما سید جان التماس دعا داریم تو محافل و مجالست ما رو هم از دعا فراموش نکن یا علی

این نظر توسط میری در تاریخ 1393/3/9 و 19:08 دقیقه ارسال شده است

سلام من هم یک مداح هستم اشعاری که گذاشتید بسیار عالی بود ممنون


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی

ورود کاربران

نام کاربری :
رمز عبور :

» رمز عبور را فراموش کردم ؟

آمار سایت

افراد آنلاین افراد آنلاین : 1
بازدید امروز بازدید امروز : 23
بازدید دیروز بازدید دیروز : 121
بازدید سال بازدید سال : 18,144
بازدید کلی بازدید کلی : 173,859

تاریخ امروز امروز : شنبه 08 آذر 1399